مسابقه ترجمه ادبی ترجمیک جشنواره ترجمه ادبی ترجمیک مسابقه ترجمه ادبی ترجمیک

مهلت ارسال آثار برای این دوره جشنواره به پایان رسیده و آثار وارد مرحله داوری شده‌اند، لطفا منتظر اعلام نتایج باشید.



فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ - بقره ۳۷

سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود؛ و [خدا] بر او ببخشود.


در ابتدای خلقت یک زبان داشتیم؛ در گذر زمان ناهمزبانی در میان ما بیشتر و بیشتر شد و ملت‌ها و فرهنگ‌ها پدید آمد. مترجمان، این پیام‌آورانِ فرهنگ، دانش و خرد، می‌کوشند تا بار دیگر هم را بشناسیم و به اصل خویش که همان یگانگی است برگردیم.

دومین دوره مسابقه ترجمه ادبی ترجمیک، با هدف غنا بخشیدن به تجربه ادبی مترجمان، ایجاد رقابتی جذاب در حوزه ترجمه، شناسایی استعدادهای این حوزه و تقویت جریان تبادلات فرهنگی بین ایران و جهان، برگزار می‌شود.

از ۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ مصادف با روز بزرگداشت سعدی به مدت یک هفته (تا ۱۴ اردیبهشت تمدید شد)، از تمامی مترجمان زبده، پر ذوق و شیفتگان ادب فارسی، دعوت می‌شود تا بهترین برگردان خود را از متون مشخص شده ارائه دهند.

ترجمیک




مسابقه شعر انگلیسی - ترجمه شعر مسابقه شعر


برای شرکت در بخش ترجمه شعر انگلیسی، لطفا قطعه شعر زیر را به انگلیسی ترجمه کنید.


من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی / یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست / تا ندانند حریفان که تو منظور منی

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند / تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی



مسابقه نثر ادبی انگلیسی - ترجمه نثر ادبی مسابقه نثرادبی



February 26, 2012 / In Memory of Trayvon Martin

My brothers are notorious. They have not been to prison. They have been imprisoned. The prison is not a place you enter. It is no place. My brothers are notorious. They do regular things, like wait. On my birthday they say my name. They will never forget that we are named. What is that memory?

The days of our childhood together were steep steps into a collapsing mind. It looked like we rescued ourselves, were rescued. Then there are these days, each day of our adult lives. They will never forget our way through, these brothers, each brother, my brother, dear brother, my dearest brothers, dear heart—

Your hearts are broken. This is not a secret though there are secrets. And as yet I do not understand how my own sorrow has turned into my brothers’ hearts. The hearts of my brothers are broken. If I knew another way to be, I would call up a brother, I would hear myself saying, my brother, dear brother, my dearest brothers, dear heart—

On the tip of a tongue one note following another is another path, another dawn where the pink sky is the bloodshot of struck, of sleepless, of sorry, of senseless, shush. Those years of and before me and my brothers, the years of passage, plantation, migration, of Jim Crow segregation, of poverty, inner cities, profiling, of one in three, two jobs, boy, hey boy, each a felony, accumulate into the hours inside our lives where we are all caught hanging, the rope inside us, the tree inside us, its roots our limbs, a throat sliced through and when we open our mouth to speak, blossoms, o blossoms, no place coming out, brother, dear brother, that kind of blue. The sky is the silence of brothers all the days leading up to my call.

If I called I’d say good-bye before I broke the good-bye. I say good-bye before anyone can hang up. Don’t hang up. My brother hangs up though he is there. I keep talking. The talk keeps him there. The sky is blue, kind of blue. The day is hot. Is it cold? Are you cold? It does get cool. Is it cool? Are you cool?

My brother is completed by sky. The sky is his silence. Eventually, he says, it is raining. It is raining down. It was raining. It stopped raining. It is raining down. He won’t hang up. He’s there, he’s there but he’s hung up though he is there. Good-bye, I say. I break the good-bye. I say good-bye before anyone can hang up, don’t hang up. Wait with me. Wait with me though the waiting might be the call of good-byes.

In a landscape drawn from an ocean bed, you can’t drive yourself sane—so angry you are crying. You can’t drive yourself sane. This motion wears a guy out. Our motion is wearing you out and still you are not that guy.

Then flashes, a siren, a stretched-out roar—and you are not the guy and still you fit the description because there is only one guy who is always the guy fitting the description.

Get on the ground. Get on the ground now. I must have been speeding. No, you weren’t speeding. I wasn’t speeding? You didn’t do anything wrong. Then why are you pulling me over? Why am I pulled over? Put your hands where they can be seen. Put your hands in the air. Put your hands up.

Then you are stretched out on the hood. Then cuffed. Get on the ground now.


Claudia Rankine - Citizen: An American Lyric (2014)

مشاهده متن کامل متن مختصر


مسابقه نثر ادبی عربی - ترجمه شعر مسابقه نثرادبی


برای شرکت در بخش ترجمه عربی، لطفا هر دو قطعه شعر زیر را به فارسی ترجمه کنید.


حب الوطن ...

وملأتُ روحي منك حتى لم يَعُد
مني لروحي موضعٌ ومكانُ
ما ذَابَ من فَرْطِ الهوى بك عاشقٌ
مثلي ولا عَرَفَ الأسى إنسانُ
قالوا هَجَرت فقُلتُ إنّا واحدٌ
وكَفى وِصالًا ذلكَ الهِجرانُ
هي موطني ولها فؤادي موطِنٌ
أتَفرُّ من أوطانها الأوطانُ؟


- احمد مطر



انشودة المطر

أتعلمين
أيَ حُزنٍ يبعث المطر
وكيف تنشجُ المزاريبُ إذا انهمر؟
وكيف يشعُرُ الوحيدُ فيه بالضَّياع
كأنَّ طِفلاً باتَ يهذي قبل أن ينام
بأن أُمَّه التي أفاقَ مُنذُ عام... فلم يجدها
ثُم حين لجَّ في السؤال
قالوا له: بعدَ غدٍ تعود... لابدَّ أن تعود
فتستفيقُ مِلءَ روحي رعشةٌ البُكاء
ونشوةٌ وحشيةٌ تُعانِقُ السَّماء
كنشوة الطِفلِ إذا خافَ مِن القمر
مطر... مطر... مطر


- بدر شاکر السیاب




ارسال آثلر ارسال آثار ترجمه‌شده ارسال آثلر


مهلت ارسال آثار برای این دوره جشنواره به پایان رسیده و آثار وارد مرحله داوری شده‌اند، لطفا منتظر اعلام نتایج باشید.

جوایز برندگان جوایز برندگان جوایز برندگان

مترجمان برگزیده، به شرط احراز صلاحیت‌های ضروری و تایید مهارت آن‌ها توسط هیئت داوران، در پروژه‌های بین‌المللی و فاخر ترجمه با ترجمیک همکاری خواهند نمود. علاوه بر این، جوایزی نیز به نفرات برتر به شرح زیر اهدا خواهد شد.

نفر اول هر بخش

  • لوح تقدیر و تندیس مترجم برتر
  • ۳۰ میلیون ریال جایزه نقدی از طرف موسسه فرهنگی ترجمیک
  • چاپ اثر ترجمه‌شده در مجله بخارا

نفر دوم و سوم هر بخش

  • لوح تقدیر و تندیس مترجم برتر
  • چاپ اثر ترجمه‌شده در مجله بخارا

هیئت داوران

جمالی

رزا جمالی

مترجم، شاعر، نمایش‌نامه‌نویس و منتقد ادبی است. از او چندین کتاب شعر منتشر شده است. وی آثار شاعران برجسته همچون ویلیام باتلر ییتس، امیر اور، سیلویا پلات، تد هیوز و ... را ترجمه کرده است.

مطالعه بیشتر

صفرزاده

بهروز صفرزاده

پژوهشگر حوزه فرهنگ‌نویسی، مترجم و ویراستار است. وی از مولفان و ویراستاران لغت‌نامه فارسی دهخدا و نویسنده کتاب «فرهنگ موضوعی فارسی» و چندین کتاب دیگر است.

مطالعه بیشتر

جلیل زاده

ستارجلیل زاده

مترجم، نویسنده و منتقد برجسته ادبی است و تاکنون کتاب‌های زیادی از مشاهیر ادبیات عرب از جمله آدونیس، ابراهیم نصرالله، غاده السمان، نزار قبانی، هاجر عبدالصمد و ... را ترجمه کرده است.

مطالعه بیشتر

طاهری

رضا طاهری

شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی است. تاکنون چهار مجموعه شعر و هشت کتاب از او به چاپ رسیده‌است. او جوایز مختلفی را در کارنامه ادبی خویش دارد.

مطالعه بیشتر



مطالب مرتبط از مجله جشنواره








حامیان مسابقه

ترجمیک
آوای هوشمند سخن
پارک علم و فناوری شریف
مجله بخارا


حامیان رسانه‌ای

صدا و سیما
رادیو فرهنگ
ایرنا
خبرگزاری مهر
ایسنا
خبرگزاری کتاب

خدمات ترجمیک