تصور شما یا اطرافیانتان درباره تولید محتوا چیست؟ اینکه صرفا تعدادی کلمه را کنار هم بگذاریم تا به مخاطب پیامی را منتقل کنیم؟! اما تولید محتوا چنین چیزی نیست. تولید محتوا هنری است که با کمک جادوی کلمات میتوان سختترین و غیرجذابترین مفاهیم را به دلنشینترین شیوه ممکن به مخاطب انتقال داد. این موضوعی است که همه ما با آن موافقیم (مخصوصا اگر در زمینه تولید محتوا یا تبلیغات فعالیت میکنید).
احتمالا بارها با مقالاتی در سایتهای مختلف مواجه شدهاید که سختترین مفاهیم را با زبانی ساده و روان نوشته بودند و شما نیز مشتاقانه مقاله را تا انتها مطالعه کردهاید. همچنین احتمالا بارها نیز با مقالاتی برخورد کردهاید که از پس بیان سادهترین مفاهیم بر نیامدهاند و شما هم پس از خواندن چند خط، سراغ مقاله دیگری رفتهاید.
اما چه مواردی باعث شیوایی و گویایی یک مقاله میشوند؟ عوامل مختلفی را میتوان بر شمارد. یکی از این موارد، ساختار و ارتباط پاراگرافهای مقاله است. اما برای نگارش پاراگرافها مخصوصا برای سفارشهای تولید محتوا انگلیسی به چه مواردی باید توجه کرد؟ اگر در ابتدای مسیر تولید محتوای انگلیسی هستید و هدفتان این است که بعدا سفارش تولید محتوا قبول کنید، این مقاله برای شماست.
برای آشنایی با اصول نگارش پاراگرافها در تولید محتوای انگلیسی، در ادامه این مقاله سایت ترجمه مقاله و کتاب ترجمیک، همراه ما باشید!
مطالب مرتبط:
آموزش صفر تا صد تولید محتوای متنی
اگر سایتی بینالمللی دارید و به خدمات تولید محتوای سئوشده و مخاطبپسند برای سایت خود نیاز دارید، خدمات ترجمیک بهترین گزینه برای شماست. از تولید محتوای متنی به زبانهای انگلیسی، فارسی، عربی و … تا تهیه استراتژی تولید محتوا و …، همه را از سایت سفارش تولید محتوا ترجمیک بخواهید!
در این مطلب خواهید خواند:
ساختار یک پاراگراف چگونه است؟
قبل از اینکه به ساختار پاراگراف بپردازیم، بیایید با معنای پاراگراف (Paragraph) شروع کنیم. یک پاراگراف که در فارسی آن را «بند» هم مینامیم، بخشی مجزا از نوشته است. پاراگرافها، معمولا درباره یک ایده یا موضوع توضیح میدهند.
هر پاراگراف از یک یا چند جمله تشکیل شدهاست و همه آنها به یک موضوع واحد مرتبط هستند. در قالبهایی چون مقالات علمی، مقالات وبلاگی و حتی محتوای صفحات فرود (لندینگپیجها)، برای رساندن پیامتان، پاراگرافها یکی از مهمترین ابزارهایی هستند که در اختیار دارید.

هر پاراگراف باید ویژگیهای زیر را داشته باشد:
- یکپارچگی: همه جملات پیرامون یک نقطه یا ایده مرکزی توسعه یافتهاند.
- انسجام: جملات به طور منطقی سازماندهی شده و به وضوح به هم مرتبط هستند.
- ارتباط: پاراگراف از موضوع و هدف کلی مقاله پشتیبانی میکند.
در ادامه مهمترین اصول نگارش پاراگرافها در تولید محتوای متنی به زبان انگلیسی را بررسی میکنیم، پس همراه ما باشید!
اجزای یک پاراگراف
تفاوتی ندارد که قصد تولید محتوا به چه زبانی را داشته باشید، به هر حال ساختار پاراگرافهای شما معمولا یکسان خواهد بود. هر پاراگراف از یک ساختار استاندارد سهبخشی شامل ابتدا، وسط و پایان تشکیل شده است. این بخشها عبارتاند از:
- بخش ابتدایی یا جمله اصلی (Topic Sentence)
- بخش میانی یا توسعه و پشتیبانی (Development and Support)
- بخش پایانی یا نتیجهگیری (Conclusion)
جمله اصلی که به آن «سرسطر پاراگراف» نیز گفته میشود، ایده اصلی پاراگراف را معرفی میکند و در جملات بعد پاراگراف پیرامون آن گسترش مییابد. این جمله نباید اطلاعات زیادی را به تنهایی فاش کند. بلکه باید خواننده را برای ادامه پاراگراف آماده سازد و به وضوح موضوعی را که مورد بحث قرار میگیرد، مشخص کند.
جملات توسعه و پشتیبانی بدنه اصلی پاراگراف را تشکیل میدهند. جملات توسعهای، ایده مطرحشده را با جزئیاتی که در جمله اصلی نیامدهاند، بسط و توضیح میدهند. در حالی که جملات پشتیبانیکننده، شواهد، نظرات یا سایر گزارههایی را ارائه میدهند که از ایده اصلی پاراگراف حمایت میکند یا آن را تأیید میکنند.
در نهایت، بخش نتیجهگیری نیز، ایده مطرحشده را جمعبندی میکند. گاهی این بخش به خلاصهسازی آنچه ارائه شده است، میپردازد یا نقش پلی را برای رفتن به پاراگراف بعدی ایفا میکند. محتوای نتیجهگیری به نوع پاراگراف بستگی دارد.
مطالب مرتبط:
یکبار برای همیشه با ساختار پست وبلاگی آشنا شوید!
یک پاراگراف چند جمله دارد؟
بیشتر پاراگرافها سه تا پنج جمله دارند اما استثناهای زیادی نیز وجود دارد. انواع مختلف پاراگرافها تعداد جملات متفاوتی هم خواهند داشت. برای مثال، در نوشتههای روایی (Narrative Writing)، پاراگرافهای تکجملهای بسیار رایج هستند.
البته، تعداد جملات یک پاراگراف به سبک نویسنده هم بستگی خواهد داشت. برخی نویسندگان پاراگرافهای طولانیتر را ترجیح میدهند در حالی که برخی دیگر پاراگرافهای کوتاهتر را میپسندند.
در مورد نوشتههای غیرداستانی، مانند مقالات تحقیقی یا مقالات وبلاگی، بیشتر پاراگرافها حداقل سه جمله دارند: یک جمله اصلی، یک جمله توسعه یا پشتیبانی و یک جمله نتیجهگیری.
انواع پاراگرافها
بسته به نوع نوشتهای که مینویسید، احتمالا انواع مختلفی از پاراگرافها را به کار خواهید برد. نوع پاراگراف مورد استفاده معمولاً به نوع نوشته بستگی دارد. برای مثال، اگر در حال نوشتن یک مقاله تحقیقی هستید، استفاده از یک پاراگراف روایی معمولا توجیه خاصی ندارد.
در ادامه، توضیح مختصری درباره انواع پاراگرافهایی که در بیشتر نوشتهها استفاده میشوند، ارائه خواهیم داد.

پاراگراف توضیحی (Expository)
پاراگرافهای توضیحی که در نوشتههای غیرداستانی و انواع مقالهها بیشتر به چشم میخورند، حول توضیح و بررسی یک ایده یا فرایند میچرخند.
پاراگراف متقاعدکننده (Persuasive)
پاراگرافهای متقاعدکننده، مانند پاراگرافهای توضیحی، بر یک موضوع مشخص تمرکز دارند، اما به جای ارائهی واقعیتها، از نظرات پشتیبانی میکنند.
پاراگراف روایی (Narrative)
در داستانگویی، پاراگرافهای روایی به توضیح یک عمل یا رویداد میپردازند. هر جمله جدید، اطلاعات تازهای به دانش مخاطب اضافه میکند یا به ذکر جزئیات بیشتر برای اطلاعات قبلی میپردازد.
مطالب مرتبط:
۸ گام برای تبدیل شدن به یک کپی رایتر موفق
پاراگراف توصیفی (Descriptive)
این نوع پاراگرافها نیز در داستانگویی رایج هستند و بر توصیف یک موضوع واحد، مانند یک شخص یا یک محیط، تمرکز میکنند. هر جمله جدید، جزئیات تازهای به آن موضوع اضافه میکند.
بررسی مثالهایی از ساختار درست پاراگرافها در تولید محتوای انگلیسی
وقتی از ساختار درست پاراگرافها صحبت میکنیم، معمولا دو نکته اساسی مد نظرمان است:
- درست بودن ساختار درونی پاراگراف: در این حالت، جملات داخل پاراگراف، باید به خوبی با هم ارتباط داشته باشند و در ترتیب درستی هم قرار گرفته باشند. در واقع، همانطور که در سطور پیشین هم ذکر کردیم، پاراگراف باید دارای جمله اصلی، جمله (یا جملات) توسعهدهنده و پشتیبانی و جمله (یا جملات) نتیجهگیری باشد.
- درست بودن ساختار بیرونی پاراگرافها: مراد از این حالت، این است که باید بین پاراگرافها ارتباط خوبی برقرار باشد. در واقع هر پاراگراف، با وجود اینکه معنا و مفهوم مستقلی دارد، باید با پاراگرافهای قبل و بعد خودش نیز در ارتباط باشد. در واقع هر پاراگراف را میتوان قطعهای از پازل در نظر گرفت که هنگامی که در کنار هم قرار میگیرند، تصویری واحد را میسازند.

مثالهایی از درست بودن ساختار درونی پاراگراف
همانطور که گفتیم، هر پاراگراف از سه بخش تشکیل میشود. در ادامه با مثالهایی این ساختار را در متنهایی که به انگلیسی نوشته شدهاند (تولید محتوای انگلیسی)، بررسی میکنیم.
مطالب مرتبط:
معرفی ۴ دوره رایگان برای آموزش تولید محتوای انگلیسی
مثال اول از ساختار درونی درست پاراگراف (متنی در زمینه سئو)
«You’ve created a website because you want people to buy your product, subscribe to your service, or read your content. Whatever your goal, you want people to visit your website. If you own a donut shop in Amsterdam, for example, you want your website to be number 1 when people Google: “donuts Amsterdam”. Because the chances of people clicking on your website are much higher when it’s the top result!»
جمله بالا بخشی از متنی است که درباره اهمیت سئو برای کسب و کارها نوشته شده است. همانطور که مشاهده میکنید، این پاراگراف ساختار استاندارد سهبخشی را رعایت کرده است:
ساختار و توضیحات |
جمله |
جمله اصلی جملهی نخست، ایدهی اصلی پاراگراف را بیان میکند: هدف از ایجاد یک وبسایت، جذب بازدیدکنندگان است. | You’ve created a website because you want people to buy your product, subscribe to your service, or read your content |
توسعه و پشتیبانی نویسنده با ارائهی مثال، ایده جمله اصلی را گسترش میدهد و نشان میدهد که برای رسیدن به این هدف، جایگاه وبسایت در نتایج جست و جو اهمیت زیادی دارد. | Whatever your goal, you want people to visit your website. If you own a donut shop in Amsterdam, for example, you want your website to be number 1 when people Google: “donuts Amsterdam” |
نتیجهگیری این بخش نیز نتیجهگیری پاراگراف را ارائه میدهد و تأکید میکند که رتبهی بالاتر در گوگل احتمال کلیک کردن کاربران بر سایت شما را افزایش میدهد. |
Because the chances of people clicking on your website are much higher when it’s the top result |
مثال دوم از درست بودن ساختار درونی پاراگراف (متنی در زمینه مهندسی کامپیوتر)
«While ML is a powerful tool for solving problems, improving business operations and automating tasks, it’s also complex and resource-intensive, requiring deep expertise and significant data and infrastructure. Choosing the right algorithm for a task calls for a strong grasp of mathematics and statistics. Training ML algorithms often demands large amounts of high-quality data to produce accurate results. The results themselves, particularly those from complex algorithms such as deep neural networks, can be difficult to understand. And ML models can be costly to run and fine-tune.»
در ادامه بررسی میکنیم که چگونه در این پاراگراف که بخشی از متنی درباره کاربردهای یادگیری ماشین است، ساختار سه بخشی رعایت شده است.
ساختار و توضیحات | جمله |
جمله اصلی جمله نخست (که کمی هم طولانی شده)، ایدهی اصلی را بیان میکند: یادگیری ماشین ابزاری قدرتمند و در عین حال پیچیده است که به منابع فراوانی هم نیاز دارد. | While ML is a powerful tool for solving problems, improving business operations and automating tasks, it’s also complex and resource-intensive, requiring deep expertise and significant data and infrastructure |
توسعه و پشتیبانی سپس نویسنده، با ارائهی چندین نکته، ایده جمله اصلی را گسترش میدهد: نیاز به درک قوی از ریاضیات و آمار برای انتخاب الگوریتم مناسب. نیاز به دادههای باکیفیت زیاد برای آموزش مدلها. پیچیدگی در تفسیر خروجی الگوریتمهای پیشرفته. هزینههای بالای اجرا و تنظیم مدلهای یادگیری ماشین. | Choosing the right algorithm for a task calls for a strong grasp of mathematics and statistics. Training ML algorithms often demands large amounts of high-quality data to produce accurate results |
نتیجهگیری این پاراگراف، نتیجهگیری مشخصی ندارد. اما جملهی پایانی، به نوعی جمعبندی ضمنی را ارائه میدهد و بر یکی از چالشهای اصلی یعنی هزینهی بالای اجرای مدلها تأکید میکند. نکته: نتیجهگیری میتوانست که بهتر و صریحتر باشد تا انسجام ساختاری پاراگراف افزایش یابد. | The results themselves, particularly those from complex algorithms such as deep neural networks, can be difficult to understand. And ML models can be costly to run and fine-tune |
مثال سوم از درستی ساختار درونی پاراگراف (پزشکی)
»A stroke lasts as long as your brain isn’t getting the right amount of blood flow. Your brain cells die if they go too long without oxygen from fresh blood. If enough brain cells in an area die, the damage becomes permanent. This can cause permanent disabilities and other changes in how you can use your body«.
حال بررسی میکنیم که در نگارش و ترجمه مقاله پزشکی در زمینه سکته، چگونه ساختار سه بخشی رعایت شده است.
ساختار و توضیحات | جمله |
جمله اصلی جملهی نخست، ایدهی اصلی را بیان میکند: سکته مغزی تا زمانی ادامه دارد که جریان خون کافی به مغز نرسد. | A stroke lasts as long as your brain isn’t getting the right amount of blood flow |
توسعه و پشتیبانی سپس نویسنده این ایده را با توضیح چگونگی تأثیر کمبود اکسیژن بر سلولهای مغزی بسط میدهد: سلولهای مغزی بدون اکسیژن زنده نمیمانند. اگر تعداد کافی از این سلولها از بین روند، آسیب دائمی میشود. | Your brain cells die if they go too long without oxygen from fresh blood. If enough brain cells in an area die, the damage becomes permanent |
نتیجهگیری جملهی آخر هم نتیجهگیری پاراگراف است که پیامدهای سکته مغزی را خلاصه میکند. | This can cause permanent disabilities and other changes in how you can use your body |
همانطور که مشاهده میکنید، با وجود اینکه درک متون پزشکی معمولا دشوار است، سادگی بیان و ارائه اطلاعات در ساختاری درست و منطقی، درک متن را آسانتر کرده است.
نمونههایی از درست بودن ساختار و ارتباط پاراگرافهای متن
در ادامه با ذکر مثالهایی، بررسی میکنیم که چگونه هر پاراگراف میتواند به خوبی با پاراگرافهای قبل و بعد خود، ارتباط داشته باشد.
مطالب مرتبط:
۸ تمرین کاربردی برای تقویت مهارت نویسندگی
مثال اول از ارتباط پاراگرافهای متن (متنی با زمینه توسعه فردی)
«Who are you communicating with? Make sure you are aware of your audience—those you intend to communicate with may differ from those who actually receive your messages. Knowing your audience can be key to delivering the right messages effectively. Their age, race, ethnicity, gender, marital status, income, education level, subject knowledge, and professional experience can all affect how they’ll receive your message.
If you’re advertising a fast food restaurant, for example, you might want to deliver your message to an audience that’s likely to be hungry. This could be a billboard on the side of a busy highway that shows a giant cheeseburger and informs drivers that the closest location is just two miles away.
Or suppose you’re announcing your engagement to your family. You might host a gathering afterwards to celebrate, send them photos of the engagement in a group chat, surprise them in conversation over dinner, or tag your family members in your announcement on social media. Your chosen form of communication will depend on your family dynamics.»
این سه پاراگراف از نظر ارتباط بین پاراگرافها (ساختار بیرونی) تا حد زیادی منسجم هستند اما در ارتباط بین بعضی بخشها، ضعفهایی هم نشان میدهند.
پاراگراف |
ایده اصلی |
توضیحات |
پاراگراف اول |
اهمیت شناخت مخاطب در ارتباطات. |
نویسنده در این پاراگراف، توضیح میدهد که شناخت مخاطب چگونه در انتقال پیام مؤثر خواهد بود. این پاراگراف زمینهای کلی را فراهم میکند اما هنوز مثالی ارائه نمیدهد. |
پاراگراف دوم |
ارائه مثالی از تبلیغات رستورانها برای نشان دادن تأثیر و اهمیت شناخت مخاطبان. |
این مثال بهخوبی با پاراگراف اول مرتبط است. زیرا نشان میدهد که درک نیازهای مخاطب (گرسنگی) چگونه در انتخاب شیوه ارتباطی (بیلبورد در بزرگراه) تأثیر میگذارد. نکته: رفتن از پاراگراف اول به دوم میتوانست روانتر باشد، مثلاً با کمک یک جملهی انتقالی که به کاربرد واقعی شناخت مخاطب اشاره کند. |
پاراگراف سوم |
ارائه مثال دیگری از تأثیر شناخت مخاطب، این بار در زمینهی ارتباطات شخصی (اعلام نامزدی). |
این مثال هم منطقی است اما از نظر موضوعی با مثال تبلیغات فستفود تفاوت دارد. نکته: انتقال از پاراگراف دوم به سوم کمی ناگهانی است. بهتر بود که از جملهای به عنوان پل ارتباطی برای نشان دادن اینکه شناخت مخاطب نهتنها در تبلیغات، بلکه در تعاملات روزمره نیز اهمیت دارد، استفاده شود. |
مثال دوم از ارتباط پاراگرافهای متن (مقالهای در زمینه مهندسی کامپیوتر و هوش مصنوعی)
«ML has played an increasingly important role in human society since its beginnings in the mid-20th century, when AI pioneers like Walter Pitts, Warren McCulloch, Alan Turing and John von Neumann laid the field’s computational groundwork. Training machines to learn from data and improve over time has enabled organizations to automate routine tasks — which, in theory, frees humans to pursue more creative and strategic work.
Machine learning has extensive and diverse practical applications. In finance, ML algorithms help banks detect fraudulent transactions by analyzing vast amounts of data in real time at a speed and accuracy humans cannot match. In healthcare, ML assists doctors in diagnosing diseases based on medical images and informs treatment plans with predictive models of patient outcomes. And in retail, many companies use ML to personalize shopping experiences, predict inventory needs and optimize supply chains.
ML also performs manual tasks that are beyond human ability to execute at scale — for example, processing the huge quantities of data generated daily by digital devices. This ability to extract patterns and insights from vast data sets has become a competitive differentiator in fields like banking and scientific discovery. Many of today’s leading companies, including Meta, Google and Uber, integrate ML into their operations to inform decision-making and improve efficiency.»
ارتباط میان پاراگرافهای این مقاله تا حدودی مناسب است اما میتوانست که بهتر هم باشد.
پاراگراف |
ایده اصلی |
توضیحات |
پاراگراف اول |
تاریخچه و نقش یادگیری ماشین در جامعه از اواسط قرن بیستم. |
این پاراگراف، به بنیانگذاران اولیه یادگیری ماشین (مانند آلن تورینگ و جان فون نویمان) اشاره میکند. سپس توضیح میدهد که یادگیری ماشین به سازمانها کمک میکند تا وظایف روزانه و تکراری خود را خودکار کنند و به انسانها اجازه دهند تا بر کارهای خلاقانهتر تمرکز کنند. این پاراگراف بیشتر جنبهی تاریخی و کلی دارد. |
پاراگراف دوم |
کاربردهای عملی یادگیری ماشین در حوزههای مختلف مانند مالی، پزشکی و خردهفروشی. |
پاراگراف دوم، بهخوبی به پاراگراف اول متصل است، زیرا نشان میدهد که خودکارسازی وظایف چگونه در صنایع مختلف اجرا میشود. نکته: انتقال بین پاراگرافها میتوانست روانتر باشد. یک جملهی انتقالی در انتهای پاراگراف اول، زمینه را برای ارائه مثالهایی از جهان واقعی، بهتر آماده میکرد. |
پاراگراف سوم |
یادگیری ماشین در مقیاس وسیع کارهایی انجام میدهد که انسانها قادر به انجام آن نیستند، مانند پردازش حجم عظیمی از دادهها. |
این پاراگراف هم با پاراگراف قبلی مرتبط است. زیرا نشان میدهد که علاوه بر خودکارسازی کارهای خاص، یادگیری ماشین، توانایی پردازش دادهها در مقیاس کلان را نیز دارد. نکته: این پاراگراف اشاره میکند که شرکتهای بزرگی مانند گوگل و متا از یادگیری ماشین استفاده میکنند. این موضوع تا حدودی با مثالهای پاراگراف دوم ارتباط دارد. اما انتقال بین این دو قسمت میتوانست واضحتر باشد. |
همانطور که مشاهده میکنید، پاراگرافها یک مسیر منطقی را دنبال میکنند: از تاریخچه به کاربردها و سپس به نقش فناوریهای مبتنی بر یادگیری ماشین در مقیاس کلان و شرکتهای پیشرو. همین باعث شده است که درک متن، سریعتر انجام شود و تصویری از پیامهای متن در پیش چشمان مخاطب نقش بندد.
با اینحال، ارتباط بین پاراگراف اول و دوم میتوانست روانتر باشد. در پایان پاراگراف اول میتوان جملهای اضافه کرد تا زمینهسازی بهتری برای کاربردهای یادگیری ماشین فراهم شود. ارتباط بین پاراگراف دوم و سوم نیز کمی ناگهانی است. بهتر بود در انتهای پاراگراف دوم اشارهای به پردازش دادههای حجیم شود تا مقدمهی بهتری برای پاراگراف سوم ایجاد شود.
مثال سوم درباره ارتباط میان پاراگرافها در متنی در زمینه روانشناسی
«There is no single cause of impostor syndrome—however, culture and environment are factors, with research pointing to family dynamics and the roles people learn early in life.
“When it’s communicated that a person’s worth is tied to what they know—for instance, doing well at school and getting things right—the specter of not knowing can raise issues of identity threat and of being ‘found out,’” David reports. “We often find impostor syndrome in people who are perfectionists or those who were raised to be extremely conscientious.”
Clance and Imes noticed family patterns in the women they studied. They found that the women’s experiences tended to fall into two groups: the first cohort grew up with the experience of having a sibling or another close relative who was deemed “the intelligent one.”
The women who went on to develop imposter syndrome felt driven to achieve to prove that they were smart, too. Yet, no matter how many good grades or how much praise they received from teachers, they never felt validated by their family, and never felt smart deep down.»
این متن از نظر ساختار بیرونی پاراگرافها نسبتاً منسجم است اما در ارتباط بین برخی بخشها ضعفهایی هم به چشم میخورد.
پاراگراف |
ایده اصلی |
توضیحات |
پاراگراف اول |
سندروم ایمپاستر (Impostor Syndrome) علت واحدی ندارد، اما فرهنگ و محیط نقش مهمی ایفا میکنند. |
در این پاراگراف، به پویاییهای خانوادگی و نقشهایی که افراد در کودکی یاد میگیرند، اشاره میشود. نکته: این پاراگراف مقدمهای کلی است و چارچوب نظری متن را مشخص میکند. |
پاراگراف دوم |
نحوهی ارتباط ارزش فردی با دانش و عملکرد فرد در دوران کودکی. |
در پاراگراف دوم، با نقلقولی از David توضیح داده میشود که وقتی موفقیت با ارزش فردی پیوند بخورد، ترس از نادانستهها شاید منجر به بروز سندروم ایمپاستر شود. در واقع این پاراگراف به این موضوع، اشاره دارد که این سندروم بیشتر در افراد کمالگرا یا افرادی که در محیطهای بسیار سختگیرانه رشد کردهاند، دیده میشود. نکته: این پاراگراف تا حدی با پاراگراف قبل مرتبط است. اما ذکر یک جملهی انتقالی که به نقش شرایط خانوادگی اشاره داشته باشد، روانتر به پاراگراف سوم متصل میشد. |
پاراگراف سوم |
الگوهای خانوادگی که Clance و Imes در زنان مبتلا به سندروم ایمپاستر مشاهده کردند. |
پاراگراف سوم، ارتباط نسبتاً خوبی با پاراگراف دوم دارد، زیرا همچنان به نقش خانواده در شکلگیری این سندروم میپردازد. نکته: پرش از پاراگراف دوم به سوم میتوانست شفافتر باشد، مثلاً با جملهای که توضیح دهد که مطالعات علمی چگونه این ارتباط را تأیید کردهاند. |
پاراگراف چهارم |
توضیح یکی از الگوهای خانوادگی مشخصشده در مطالعات Clance و Imes. |
در پارگراف چهارم، به زنانی که احساس میکردند برای اثبات هوش خود باید بیش از حد تلاش کنند، اما هرگز از سوی خانواده تأیید نمیشدند، اشاره میشود. نکته: این پاراگراف بهخوبی به پاراگراف سوم وصل شده است و مثال مشخصی از الگوی مطرحشده ارائه میدهد. |
ساختاری که برای حفظ ارتباط بین پاراگرافهای این متن استفاده شده است، از این قاعده پیروی میکند: ابتدا به بیان کلیات بپردازیم، سپس مفاهیم را توضیح دهیم و پس از آن با ارائه شواهد و مثالهایی، مطلب را به خوبی در ذهن مخاطب جا بیندازیم.
با این حال، انتقال از پاراگراف اول به دوم میتوانست روانتر باشد. جملهای در نقش پل ارتباطی نشان میداد که چگونه تأثیر محیطی در قالب فشارهای خانوادگی و ارزشگذاری مبتنی بر عملکرد ظاهر میشود.
همچنین ارتباط بین پاراگراف دوم و سوم نیز کمی ناگهانی است. شاید بهتر بود که جملهای اضافه میشد که نشان میداد که این موضوع نهتنها نظریهای عمومی است، بلکه در مطالعات علمی نیز تأیید شده است.
سخن پایانی
مهمترین ابزاری که نویسندگان، کارشناسان تولید محتوا و مترجمان در اختیار دارند، کلمات هستند. کلماتی که با جادوی نهان خود، به جملات، پاراگرافها و متون جان میبخشند. آنچه در این مقاله بررسی کردیم، چگونگی نگارش پارگرافها به همراه بررسی انواع آن بود.
پاراگرافها انواع مختلفی از اطلاعات را در بر میگیرند. یک پاراگراف ممکن است که شامل مجموعهای از مثالهای کوتاه یا یک مثال طولانی از یک نکته کلی باشد. شاید یک مکان، شخصیت یا فرآیند را توصیف کند؛ مجموعهای از رویدادها را روایت کند؛ به مقایسه دو یا چند چیز بپردازد؛ موارد را در دستهبندیهای مختلف طبقهبندی کند یا علل و اثرات موضوعی را شرح دهد. صرف نظر از نوع اطلاعاتی که در خود جای میدهند، همه پاراگرافها معمولا از ساختاری مشترک پیروی میکنند.
این ساختار عبارت است از جمله اصلی، جملات توسعهای و پشتیبان به همراه نتیجهگیری. رعایت این ساختار باعث میشود که هم مخاطب با متن شما ارتباط بیشتری برقرار کند و هم اینکه خودتان هم ایدهها را به شیوه منظمتری بیان کنید. شما چه تجربیاتی در نگارش پاراگرافها در تولید محتوای فارسی و انگلیسی دارید؟ آنها را با ما در میان بگذارید!
اگر به تولید محتوا علاقه دارید و به اصول و فنون نگارش به زبانهایی چون فارسی، انگلیسی، عربی، روسی، فرانسوی و … مسلطید، جای شما در ترجمیک خالی است. برای همکاری با ترجمیک به عنوان نویسنده محتوای دورکار، بر صفحه استخدام مترجم کلیک کنید.